تبليغاتX
هذیان های مترسکی

انااعطیناک الکوثر...

 

 

بال دربال کبوترانی که بلند بلند دریا می شوند

 

برگستره ی  آرزویی  که لای در مانده است

 

تنها زنی می شوی که مسیح  را می فهمد.

 

آنجا که باغچه در شکوفه کردن تردید می کند

 

توآفتاب ترانه ای که بودن را به بار می نشاند.

 

دستانت رااگرجامه ای کنی   عریانی پنجره هاتمام خواهدشد

 

وهفت آسمان پرندگان  درسرانگشتانت حلول خواهدکرد.

 

ازعشق اگر برآیی دوازده فرشته ازتوخواهد رویید

 

وستاره ها همه  ستاره ی خوشبختی خواهند شد.

 

باد را بگو برگلبرگهات تازیانه  باش!

 

جوانه اگر تویی  پشت توفان خم شدنی است.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 0:31 توسط غلامحسین شرفی |